|
تا آخرین ستاره شب بگذراندم-----------------ساز دهانی لب معشوق می زدم. سینا نظری نیا
|
||||
سلام
نمیدونم چرا دو سه تا از شعرام اینجوری شدن؟ خوب نیست.مگه نه؟
بگذریم شعر رو بخونین و نظراتتون رو بگین تا اگه لازم شد دلیل بیارم.
مرسی.
مرا ببین که در فراق تو همیشه عاشــــــــقم
ببین که در نبودنت ز درد عشق فارقــــــــم
ببین که من بدون تو هزار یار می شـــــــوم
ببین چگونه بر شب فراق توست فائــــــــقم!
ببین چگونه بعد از این تو را به سخره می زنم
ببین که بعد رفتنت هنوز با تو صادقـــــــم
ببین چگونه بعد تو سبک شدم.در طربـــــــم
ببین چقدر خوب شد.نبوده ای تو لایقـــــــم
ســـــینا نظری نیا
این رباعی رو که خیلی به غزل قبلی شبیه:چه از لحاظ مضمون و چه از لحاظ همون خصوصیت که گفتم!
دیگر به نبود تو که عادت کردم
هر ثانیه را سیر و سیاحت کردم
آزادی از بند تو بس راحت بـود
در وقت وصال تو حماقت کــــردم
ســـــینا نظری نیا
+ نگاشته شده درجمعه 22 خرداد1388ساعت 2:29 قبل از ظهر به قلم سینا نظری نیا |