تبليغاتX
بدون مرز - شعر: حسرت + تولدم مبارک

بدون مرز

تا آخرین ستاره شب بگذراندم-----------------ساز دهانی لب معشوق می زدم. سینا نظری نیا

HOMEPAGE

E-MAIL

NA-MOTENAHI

 

سلام دوستان!
تولدم مبارک!

ببخشید دیر اومدم! مگه درس و مشق و امتحان و مدرسه و کلاس ها و... میذارن.تازه خانواده و دوستان و کار های شخصی و روزانه و روتین به کنار.

بگذریم!امروز تولدم بود که خیلی خیلی خوش گذشت. گفتیم و خندیدیم زدیم و رقصیدیم و کادو  و کادو!

من این شعر رو خیلی دوست دارم ولی هیچ ربطی به تولدم نداره و صرفا به دلیل خالی نبودن عریضه گذاشتمش!
امیدورام خوشتون بیاد و بهم بگین!

 

 

بی وفا تا کی بجویم راه ابروی تورا؟

راه چشمت.راه خنده.راه گیسوی تورا

جمله زیبایان عالم حسرتت را می خورند

حسرت قد و نگاه و چشم آهوی تورا

تا به کی در راه باشم تا تورا پیدا کنم؟

تا به کی جویا شوم آن راه آنسوی تورا؟

بی وفا در حسرت رقصیدنت مجنون شدم

چرخش و رقص نگار و بانگ هوهوی تورا

گفته بودی که چرا محو تماشای توام؟

در جوابم صد عجب از خال هندوی تورا

در پی روی توام اما چه زیبا خوردنش

حسرت بودن کنارت. سر به زانوی تورا

دود اسپند و هزاران قل هو اله می کنم

نذر زیبا ماندن پیچ سر موی تورا

سال ها صرف عروجم کرده ام اما نشد

حس کنم عطر تنت را حس کنم بوی تورا

سینا نظری نیا

 


 

+ نگاشته شده درپنجشنبه 27 فروردین1388ساعت 9:10 بعد از ظهر به قلم سینا نظری نیا |


lang="fa">استفاده از مطالب فقط با ذکر منبع و نام نویسنده مجاز است بدون مرز .