|
تا آخرین ستاره شب بگذراندم-----------------ساز دهانی لب معشوق می زدم. سینا نظری نیا
|
||||
هزاران قافیه قربـــــــــــــانی عشــــــــــــاق خواهم کـرد
تو را گر پیش من نایی به قـــــــرآن عـــــاق خواهم کـرد
فراق تو دگر هر روز فکــــــر و ذکــــــر من گشــــــــــــــته
به حدی فکر تو دارم که استـــــــــــفـــراغ خواهم کـــرد
تو را گر پیش من نایی ســــــــــرت را دلــــــــبـرا در آب
به شع و عشق من سوگند.در آن اعماق خواهم کرد
تو را گر پیش من نایی همین اخطــــــــار خواهم کرد
همه رفتار را اعلان جنگ اتـــلــــــــاق خواهــــــم کرد
تو گر شعر مرا معشوق من مقــــــــــــبول نشناسی
در آن توصیف ظلمت بـــــخــــدا اغـــــراق خواهم کرد
تو را گر پیش من نایی شنیدی من چه خواهم کرد
ولی روزی که برگردی بدان ارفــــــــــاق خواهم کرد
سینا نظری نیا
سلام دوستان....
کماکان ادامه گرفتاری ها و درگیری های من...
ببخشید که دیر میام یا دیر سر می زنم! ایشالله ماه رمضان سرم خلوت تر میشه!
این چند وقت هم به سفر مشهد و درس و بقیه کار هام گذشت که بازم عذر می خوام و قول جبران میدم!
این شعر هم دلایل و تحلیل های خاص خودش رو داره و اگر نیاز دونستین حاضر به بحث و مذاکره و مناظره هم هستم!
ممنون...خوشحالم می کنید نظرتون رو بهم بگید!
+ نگاشته شده درپنجشنبه 29 مرداد1388ساعت 2:32 قبل از ظهر به قلم سینا نظری نیا |