تبليغاتX
بدون مرز

بدون مرز

تا آخرین ستاره شب بگذراندم-----------------ساز دهانی لب معشوق می زدم. سینا نظری نیا

HOMEPAGE

E-MAIL

NA-MOTENAHI

سلام دوستان

طبق معمول از غیبتم ببخشید.واقعا سرم خیلی شلوغه!

تو این پست می خوام چند تا رباعی بذارم که امیدوارم خوشتون بیاد!

لطفا اگر فکر میکنید جایی من اشتباه کردم بگید تا یا اصلاح کنم یا دفاع.

ممنونم...

 

 

 

 

۱-

رقصم نگرفت هرچه زدی آهنگی

تو مثل فرو رفتن مس بر سنگی

کافی است دگر برو مرا ترکم کن

از خانه برو تو ای سیا برزنگی

سینا نظری نیا

۲-

رفتیم و ز ماندن و نرفتن خواندیم

خورشید نبوده ایم و هی تاباندیم

آب از سر ما گذشت اما بازم

در فکر به آب ها پریدن ماندیم

سینا نظری نیا

۳-

از نور سفید و ناز مهتاب بگو

لالایی آرام تو در خواب بگو

خوابی تو ندیده ای و بیدار شدی

خوابی که ندیده ای تو در آب بگو

سینا نظری نیا

-------------------------------------------------------

پ.ن

۱-  .....

۲-من خودم رباعی دوم رو خیلی دوست دارم. چون این اولین شعریه که تو خواب گفتم و یادم مونده!

۳-تو رباعی سوم من سعی کردم که از یه سری قواعد بر ضد خودشون استفاده کنم که  آقای بیژن ارژن(یکی از بهترین رباعی سرایان ایران) زیاد از این کارا میکنه که من رباعی های ایشون رو خیلی دوست دارم!

ممنون

+ نگاشته شده درجمعه 23 اسفند1387ساعت 1:2 بعد از ظهر به قلم سینا نظری نیا |


lang="fa">استفاده از مطالب فقط با ذکر منبع و نام نویسنده مجاز است بدون مرز .