|
تا آخرین ستاره شب بگذراندم-----------------ساز دهانی لب معشوق می زدم. سینا نظری نیا
|
||||
سلام
امیدوارم از این شعر خوشتون بیاد.لطفا نظر هم بدین!اگر جایی رو من نتونستم منظورم رو خوب بیان کنم بگین تا توضیح بدم.و لطفا اشکالاتش رو هم بگین.
دلم مست و خودم هشیار
ورق سقف و قلم دیوار
دلا یاد گـــــــــل و بلبــــــل
زحزن و اشک دس بردار
* *
گل لاله چه خوشحاله
از این رویش چه می باله
همه روزم بهاری باش
دلم با عشـــــق و با حاله
* *
همه مست و طلا انگور
اناالحق و اناالمخمور
نوایی میرسد از دور
همه دف و همه تنبور
* *
چه بوی آب روی خاک
در این معراج زمین افلاک
همه یا عاشق و معشوق
و یا عشـــاق سینه چاک
* *
گل یــــاس و گل نعــــــنا
عجب سروی عجب رعنا
عجب ابیــــات و اشعاری
چه با معنی چه بی معنا
سینا نظری نیا
+ نگاشته شده دردوشنبه 16 اردیبهشت1387ساعت 3:26 بعد از ظهر به قلم سینا نظری نیا |