|
تا آخرین ستاره شب بگذراندم-----------------ساز دهانی لب معشوق می زدم. سینا نظری نیا
|
||||
سلام
بالاخره من برگشتم.ببخشید چند وقت نبودم.به خدا خیلی سرم شلوغ بود.مدرسه و درس و... . این چند روزه حرف از مولانا زیاده.ولی... این مقاله رو که حاصل یکی دو کتاب و دل پر منه بخونین. به پیشنهاد کشور ترکیه ، یونسکو سال 2007 را سال جهانی مولانا نامگذاری کرد.شنیدن این خبر برای ما ایرانیان همانگونه که از یکسو غرور آفرین و بهت زاست ، از سوی دیگر بس دردناک و غم انگیز است. مولانا که در ادبیات عرفانی فارسی کم نظیر و بل بی نظیر است و دهها هزار بیت ، شعر شور آفرین به زبان شیرین پارسی سروده صرف اینکه در دیار دیگری مدفون است به علت کم لطفی و تعلل مسئولان فرهنگی ما مورد طمع دیگران قرار می گیرد. این تنها مولوی نیست که اینچنین غریب و مهجور در هیاهوی زمانه منزوی می شود.این درد و غم بسیار گران و بزرگی است که ما آخرین تحولات بازار سکه و طلا را دنبال کنیم ، قیمت ملک و ساختمان و خودرو های آخرین مدل وارداتی و انواع تسهیلات دولتی و غیر دولتی خرید آنها را از بر باشیم ، کوچه پس کوچه ها و حدود و ثغور شهر و محله مان را بدانیم و همه تفرجگاه های طبیعی ، معادن ، کوه ها ، دریاها ، ساحل ها و جنگل های این مرز و بوم را برای هم یاد آوری کنیم اما در دایره فرهنگ قله های رفیعی باشند که آنها را نا دیده گرفته باشیم. مایکل جکسون ، آوریل لوینگ و حتی جانی دپ که خودم عاشقشم با همه خردی ها و ناچیزیشان در مقابل صخره های استواری مانند مولانا ، عطار ، اشراق ، صدرا و اعاظم دیگر از این دست قدعلم کرده باشند و چه بسا که در بین کودکان و نوجوانان و حتی جوانان دوران ما شان و منزلتی گران تر یافته باشند. اینجاست که وقتی از یک دانشجو با تحصیلات عالیه فلسفه از احوالات جلال آشتیانی می پرسی تنها نام او را آشنا می یابد و همین است که وقتی از ده نفر دانشجوی یک دانشگاه معتبر!، آماری از پروفسور حسابی می خواهی ، یک نفر او را می شناسد و آن هم مدعی است حسابی جامعه شناس مطرحی بوده است!!!و وقتی به مفخره ای چون شیخ اشراق می بالی که حکمت خسروانی را با فلسفه اسلامی آمیزشی شایسته داده است و سنگ بنای فلسفه اشراق را در جهان اندیشه بنا نهاده تعجب زده مورد تمسخر قرار می گیری که معنای این حرفها چیست؟ دوستان! این دغدغه و این دلتنگی مرا به این حرفها وا داشت تاباشد که حتی یک نفر هم که شده با من هم صدا شود و از سرقت مفاخری چون:مولانا-نظامی-ابو علی سینا و... لو گیری کنیم. هر چند که پیشاپیش اذعان داشته و دارم که بضاعت من جوابگوی بزرگی این عزیزان نبوده و نیست ولی به قول خود مولانا: آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید از این روست که اگر در وصف مولوی و عطار و حافظ و اشراق و صدرا و خمینی و مطهری و طباطبائی و... سخنی گفته می شود نه در ان و منزلت اینان که در حد بضات و توان سخنواران ماست.باشدکه روزی همه ما علاوه بر بزرگان نامبرده دیگر بزرگان گمنام را بشناسیم و به نژاد اصیل آریایی و ایرانی بودن خود بنازیم.
+ نگاشته شده دریکشنبه 4 آذر1386ساعت 12:15 بعد از ظهر به قلم سینا نظری نیا |