|
تا آخرین ستاره شب بگذراندم-----------------ساز دهانی لب معشوق می زدم. سینا نظری نیا
|
||||
نه حیوانم
نه انسانم نه در تدریس عرفانم ------ نه در خوابم نه بی تابم نه نور ناب مهتابم ------- نه آزادم نه دلشادم نه عاشق مثل فرهادم! * * منم آن شاعری گمنام که مرگم می رسد آرام که در بود و نبودم بود بلـند اشـعار نـا فرجــام * * منم آن شاعر خسته نه در دنیای وارسته که در دنیای اشعارم بمانم تا ابد هسـته * * منــم ســـردار تنهـــایــی زسـر سـودا و رویایی که تا عشق است در۱ ناب منم سلطان هر جایی * * منم آن شاعر غمگین به زیر نقطه های "سین۲" بجنگـم تا بمیرم مـن به ضرب تیغ هـای کـیــن * * نه خواهم زد.نه خواهم خورد که پیروزم.نخواهم مـــــرد منـــــــــــــــم مـکـــتوب آوازی که پاها کشت و دل ها برد سینا نظری نیا ------------------------------------- توضیحات ۱-در به معنای گنج و اجناس گرانبهاست. ۲-منظور از"سین"حرف"س"در الفباست.اینو برای این گفتم چون "س"نقطه نداره.منظورم رو که می فهمین؟ دوست دارم نظرتون رو در باره این شعرم بدونم
+ نگاشته شده درشنبه 3 شهریور1386ساعت 1:33 قبل از ظهر به قلم سینا نظری نیا |