|
تا آخرین ستاره شب بگذراندم-----------------ساز دهانی لب معشوق می زدم. سینا نظری نیا
|
||||
به قالی دست بافت دست کشیدم...
گل های ختایی و عباسی دور دستم پیچیدند و بالا آمدند... پاهایم در نرمای سرخ ترنج تا مچ فرو رفت... گل های ریز حاشیه دورم حلقه زدند و مرا به آغوش کشیدند... گفتم: آخرش چند؟ 
+ نگاشته شده درچهارشنبه 10 مرداد1386ساعت 7:18 بعد از ظهر به قلم سینا نظری نیا |
من از آن حسن روز افزون که یوسف داشت دانستم
که عشق از پرده عصمت برون آرد زلیخا را حافظ
+ نگاشته شده درسه شنبه 9 مرداد1386ساعت 12:51 بعد از ظهر به قلم سینا نظری نیا |
هوس هوس یه قرص ماه کردم هوس قدری گناه کردم هوس چشمای اشک آلود هوس عشق سیاه کردم * * هوس سرم به سنگ خوردن هوس می خوردن و مردن هوس شعرای پوشالی آدمو تا نصف راه بردن * * هوس صدای ساز کردم هوس راز و نیاز کردم هوس سجاده های خون هوس فاش یه راز کردم * * هوس کردم بمانم تا قیامت که تا آخر بمانم با شهامت بگویم این منم سردار تنهایی بجنگم تا زمانش تا شهادت * * هوس کردم بگویم این من استم شراب خون بدست و عشق پرستم مسلمانم.مسلمانم و با عشق که عشق است در وجودم تا که هستم * * هوس کردم که ترکش من کنم بس دگر کافیست هرچه بود هوس! سینا نظری نیا

+ نگاشته شده درسه شنبه 9 مرداد1386ساعت 12:21 بعد از ظهر به قلم سینا نظری نیا |
مکعب برگشت به کره گفت:
تو در هیچ زمینه ای اعتقاد مشخصی نداری، جهت گیری نکردی.نسبت به همه چیز و همه کس با ملایمت برخورد می کنی، هیچ وقت حرف تند و تیزی نمی گویی. من مطمئن هستم که تو با این روش نمی توانی راه را به آخر برسانی . همین مدارا دست و پایت را میبندد. کره گفت: تا پائین کوه مسابقه بدهیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟.....
+ نگاشته شده درسه شنبه 9 مرداد1386ساعت 11:0 قبل از ظهر به قلم سینا نظری نیا |

طوفان...
جنگ است در آسمان ها
خون است تا بیکران ها
رعد است رفته نشانه
تا جای آن بی نشان ها
این است لطفی برای
پیر و زن و آن جوان ها
جشنی است در آن طرف تر
شوری است در خیزران ها
خاموش شده آتش خشم
بی کار آتش نشان ها
ماهی است که می خواهد کند
هی شنا در آسمان ها
این است والا و برتر
زصدها هزار جام جهان ها
بریز روی دایره
آن همه دروغ و نهان ها
سوزد دلم از برای
آلودگی در روان ها
آخر کلی زندگی کردیم
با دود در آسمان ها
باران و ابر خسته اند از
جنگ و ستیز بی امان ها
رفتند کنار از جلو
خورشیثد در آسمان ها
سینا نظری نیا
---------------------------------------
من خودم از این شعر زیاد خوشم نیومد.یعنی مناسبتی بود.ولی شما نظر بدین!!!
+ نگاشته شده دردوشنبه 8 مرداد1386ساعت 1:9 بعد از ظهر به قلم سینا نظری نیا |